- 21:09 1405/1/28
- مریم راد "واژه"
سلام و سلام .
تا امروز به عدم ثبات شخصیت ادم ها فکر کرده اید ؟؟
در لایههای جامعه، شخصیت ناپایدار مانند پلی است که هر بار پا بر آن میگذاری به شکلی تازه برمیخیزد و در نوسان است.
فرد ناپایدار، برای دیگران «نقطهای ثابت» نمیشود؛ ارتباط با او مثلِ نامه نوشتن بر آب است.
جامعه برای شکلدهی شبکههای اعتماد به «ستون» نیاز دارد، نه به سایههایی که در آفتاب صبح و عصر طولشان مدام کوتاه و بلند میشود.
چنین شخصیتی اغلب تصویرهای متفاوتی از خویش میسازد؛ در جمع، به رنگ جمع؛ در خلوت، به رنگ خلوت؛ و این چندپارگی، مانند انعکاسهای موجدار در یک برکه، دیگران را از تشخیص «چهرهی واقعی» بازمیدارد.
پیامد اجتماعی آنچه خواهد شد ؟
روابط شکننده، هویتهای ناپایدار، و شبکهای از پیوندها که دوامشان مثل نخهاییست که هر کدام به جهتی دیگر کشیده میشود.
در جامعهشناسی استعاری میتوان گفت:
«جامعه بر ستونهایی میایستد که بتوان به پایدار ماندنشان تکیه کرد؛ ستونهایی که در هر نسیم نمیچرخند. وقتی شخصیتی ناپایدار به میدان دیپلماسی پا میگذارد، گویی ناخدایی است که قطبنمای کشتیاش تحت بادهای هر لحظهی دریا میلرزد.
جهتگیری او هر بامداد با شامگاه متفاوت است؛ چنین ناخدایی نمیتواند وعدهی مسیر بدهد، زیرا خود از فردای خویش بیخبر است.
کشتیهایی که کنار او حرکت میکنند، برای پیشبینی مسیرش به ستارگان هم اعتماد نمیکنند؛ «توافق» و «اعتماد» در چنین شرایطی مثل بافتن ریسمانی از مه است.
گفتگوها، ناپایداری شخصیت، همچون آبیست که شکل ظرف را تقلید میکند،اما جوهرهی خود را هرگز نمییابد. گاه به رنگ ابتکار درمیآید و گاه به مزهی تردید، و همپیمانان را در هالهای از گمان و احتیاط فرو میبرد.
در دیپلماسی استعاری میتوان گفت:
«به دیاری که بادهایش پیوسته جهت عوض کنند، هیچ فانوسی اجازه نمیدهد نورش را دائمی بدانی.»
اگر شخصیت را مثال «آبِ » بدانیم، ثبات یعنی این که این آب، بستری داشته باشد تا بتوان رودخانه شود. و بیثباتی یعنی آبِ سرگردانی که هر بار در چالهای جمع میشود
و هیچگاه مسیر نمیسازد.
در دیپلماسی رودخانهای که مسیرش معلوم نباشد،کشتیها را دچار واهمه میکند. و در جامعه آبی که شکل نمیگیرد،باغی را سیراب نمیکند.