- 19:22 1405/1/18
- مریم راد "واژه"
این یک تأمل شخصی درباره ماهیت جنگهای مدرن است.
به نظرم چیزی که امروز بیش از هر چیز ذهنم را به خود مشغول کرده، چندوجهی بودن جنگهای امروزی است. همین ویژگی باعث میشود با نوعی از جنگ روبهرو باشیم که میتوان آن را «جنگ مدرن» نامید؛ جنگی که در آن چندین لایه متفاوت بهطور همزمان فعال هستند.
این چندلایه بودن باعث شده مرز میان جنگ نظامی، اقتصادی، اطلاعاتی و حتی روانی تا حد زیادی از میان برود. دیگر مانند بسیاری از جنگهای گذشته ــ برای مثال جنگ ایران و عراق ــ تمرکز صرف بر نبرد زمینی نیست. جنگ امروز حوزههای متعددی را در بر میگیرد: درگیری در زمین، هوا و دریا؛ تأثیرگذاری بر زیرساختهای دیجیتال؛ فشارهای اقتصادی از طریق تحریمها و محدودیتهای تجاری؛ و در کنار همه اینها، جنگ رسانهای که با روایتها و تبلیغات بر افکار عمومی اثر میگذارد.
در چنین جنگهایی به نظر میرسد هدف تنها نیروهای نظامی نباشند. گاهی زیرساختهای حیاتی مانند شبکه برق، پالایشگاهها، پلها، سیستمهای حملونقل، ارتباطات و اینترنت نیز هدف قرار میگیرند. تخریب این زیرساختها میتواند توانایی اداره یک کشور را با اختلال جدی روبهرو کند. از سوی دیگر، نقش فناوری در جنگهای امروز بسیار پررنگ شده است؛ از پهپادها گرفته تا موشکهای دقیق و سامانههای پیشرفته اطلاعاتی. این فناوریها سرعت تصمیمگیری و واکنش را نسبت به جنگهای گذشته بسیار افزایش دادهاند و در بسیاری از موارد باعث شده غیرنظامیان نیز بیش از پیش تحت تأثیر پیامدهای جنگ قرار بگیرند.
در این میان گاهی از اصطلاح «بازگرداندن یک کشور به عصر حجر» استفاده میشود. به نظر میرسد این تعبیر بیشتر اشاره به وضعیتی دارد که در آن تخریب لایههای عمیق زیرساختی به حدی گسترده باشد که اداره عادی کشور مختل شود. شاید بتوان آن را نوعی تصور از یک راهبرد دانست؛ راهبردی که فشار سنگینی بر جامعه و بهویژه غیرنظامیان وارد میکند و در کنار فشارهای اقتصادی میتواند شرایط زندگی را دشوارتر سازد.
اما آیا جامعه واقعاً به «عصر حجر» بازمیگردد؟ احتمالاً نه. حتی اگر دانشگاهها آسیب ببینند یا پلها و زیرساختها تخریب شوند، دانش فنی از میان نمیرود. جامعه و نهادهای آن همچنان باقی میمانند، هرچند ممکن است بازسازی زمانبر و دشوار باشد. با این حال، سطح زندگی میتواند برای مدتی طولانی دچار سقوط شود.
مسئلهای که امروز بیش از گذشته در میان مردم مطرح میشود، نگرانی از گسترش زنجیرهای جنگ است. پرداختن به این موضوع آسان نیست، اما واقعیت این است که جنگ مدرن بسیار پیچیده است و هنگامی که با حمله به زیرساختها همراه شود، این پیچیدگی عمیقتر هم میشود. چنین وضعیتی میتواند به بیثباتیهای اجتماعی و اقتصادی نیز دامن بزند.
از سوی دیگر، اگر پای قدرتهای بزرگ یا متحدان آنها به میان بیاید، احتمال گسترش درگیریها افزایش پیدا میکند. در چنین شرایطی عواملی مانند کوچک شمردن توان مقاومت طرف مقابل، تصور پیروزی سریع، یا تصمیمگیریهای شتابزده میتوانند مسیر جنگ را تغییر دهند. تاریخ نشان داده است که فشارهای سیاسی، اجتماعی و محاسبات نادرست گاهی نقشی تعیینکننده در تشدید درگیریها داشتهاند؛ نمونهای که اغلب به آن اشاره میشود، روندی است که در نهایت به آغاز جنگ جهانی اول انجامید.
نهایتا شاید همین پیچیدگیهاست که باعث میشود فهم جنگهای امروز، بیش از هر زمان دیگری نیازمند نگاه تحلیلی، محتاطانه و چندبعدی باشد.