- 21:18 1405/2/14
- مریم راد "واژه"
تا حالا شده حس کنی زندگیات هنوز منتشر نشده؟انگار سالهاست داری «پیشنویس» مینویسی…اما هیچوقت دکمه انتشار را نمیزنی.
ما صبح بیدار میشویم، کار میکنیم، میخندیم، عکس میگیریم، استوری میگذاریم…اما یک جای کار میلنگد. انگار بیشتر از اینکه زندگی کنیم، داریم زندگی را تماشا میکنیم.
عجیب نیست؟
نسخهای از ما هر روز آنلاین است، فعال است، دیده میشود…اما نسخه واقعیمان هنوز منتظر است منتظر زمان بهتر، حال بهتر، خودِ بهتر.
سؤال اینجاست…
اگر زندگی یکبار بیشتر فرصت انتشار نداشته باشد،چرا اینقدر طولش میدهیم؟
گاهی فکر میکنم خیلی از ما زندگی را مثل یک پیشنویس نگه داشتهایم.انگار جایی در ذهنمان دکمهای هست به نام «نسخه نهایی»،و ما مدام به خودمان میگوییم: هنوز وقتش نرسیده…بگذار وقتی آمادهتر شدم.
وقتی اوضاع بهتر شد.وقتی خودِ واقعیام را پیدا کردم اما سالها میگذرند و ما هنوز در همان پیشنویس ماندهایم.در همین فاصله، نسخه دیگری از ما شروع میکند به زندگی کردن؛نسخهای که در صفحهها و قابها ظاهر میشود.یک «منِ آنلاین» که همیشه چیزی برای گفتن دارد، جایی برای رفتن دارد، و لبخندی آماده برای دوربین. کمکم اتفاق عجیبی میافتد ما بیشتر از اینکه زندگی کنیم، زندگی را تماشا میکنیم. مثل تماشاگرانی که در سالن تاریک نشستهاند و روی پرده، نسخهای از زندگی خودشان را میبینند و در این میان، بعضی آدمها هم آرامآرام از زندگی ما محو میشوند.
نه دعوایی، نه خداحافظی بزرگی…فقط یک روز میفهمی مدتهاست صدای کسی را نشنیدهای.
رابطهها گاهی مثل مه صبحگاهیاند؛ بیسر و صدا میآیند و بیسر و صدا هم ناپدید میشوند.شاید عجیبترین پرسش زمانه ما این باشد: اگر یک نسخه از ما در جهان واقعی زندگی میکند و نسخه دیگری در جهانِ تصویرها و روایتها، کدامیک واقعاً «ما» هستیم؟
شاید خطرناکترین اتفاق این باشد که آنقدر مشغول تماشای زندگی شویم که یادمان برود از پیشنویس خارج شویم
و بالاخره…
زندگی را منتشر کنیم.
شاید مشکل این نیست که آدمها از زندگی ما میروند…شاید مشکل این است که ما خودمان هم کامل وارد زندگی خودمان نشدهایم. شاید باید یک روز جرئت کنیم نسخه آنلاین را خاموش کنیم، تماشاگر بودن را کنار بگذاریم، و بپذیریم که زندگی، پیشنویس نمیماند.
هیچوقت لحظه ایدهآل از راه نمیرسد. هیچوقت ما کامل نمیشویم. هیچوقت همهچیز آماده نیست. زندگی مثل یک متن ناقص است که باید همانطور نیمهکاره منتشرش کنی و در حین انتشار، کاملش کنی.
شاید شجاعترین کار این نسل این نباشد که دیده شود…بلکه این باشد که واقعاً زندگی کند.