قصه ادم ها قصه ی باور هاست

دشت بی پرچم

  • 23:02 1405/1/27
  • مریم راد "واژه"

سلام و سلام 

فیلسوفان از هراکلیتوس تا معاصرین متفق القول معتقدند جنگ نظم دهنده و ویرانگر است  البته به صورت همزمان است . و در این میان مساوات بیشتر یک تذکر اخلاقی ست تا واقعیت . 

همیشه گفته شده و یا بارها شنیده ایم که در جنگ همه برابرند اما نه در قدرت ، بلکه در آسیب پذیری .جنگ مثل آتشی ست که قدرت پاک کنندگی دارد و متاسفانه برایش فرقی نمی کند سرباز ،کودک ،نظامی یا غیر نظامی . 

از این جهت شاید همه در برابر گلوله برابرند و در برابر مرگ یکسان اند . به نظرم این مساوات تلخ ترین نوع مساوات است . 

جنگ جایی ست که انسان ها همه هم وزن می شوند ،زخم ها همه را هم صدا می کند ،خاک همه را همرنگ می کند و مرگ همه را هم قد میکند . اینجاست که جنگ معنایی استعاری به خود می گیرد "تنها جایی که پادشاه و سرباز در کنار هم می خوابند ،گورستان است . جنگ یک موازنه ی غریب می سازد  . در جنگ اگر ثروتمند کشته شود ،اگر فقیر کشته شود ،هر دو در دفتر مرگ ،به یک اسم ثبت می شوند "کشته شده " یا "شهید " . یعنی در جنگ ،لباس مرگ به یک اندازه دوخته می شود . 

به نظرم در جنگ ، طبقات اجتماعی معنای خود را از دست می دهند ،هویت فردی در یگان حل می شود و بدن انسان تبدیل به واحد مشترک رنج می شود و قدرت تبدیل به مسئله ای عریان و بی نقاب می گردد. 

دقت کرده اید در پادگان همه یک دشمن دارند ،همه یک ترس دارند همه یک فرمان می گیرند و ..... مساوات گاهی اوقات محصول حذف فردیت می شود . 

وقتی سربازی مجروح دشمن را درمان می کند و یا مرگ سرباز جوان در دو طرف جبهه به یک اندازه سنگین است یعنی مساوات می تواند محصول انسانیت باشد نه جنگ . 

جنگ همیشه یک ترازوی کج است .اما حتی این ترازوی کج هم در "درد " برابر می شود  درد اشک، درد ضعف انسانی ، درد دلتنگی ، درد قبر تازه همه انسان ها در این درد ها برابرند . 

اگر قدری عمیق تر شویم شاید باید گفت که در جنگ، انسان‌ها برابر نمی شوند بلکه  حقیقت است که برابر می شود . حقیقت زخم ها ، حقیقت مرگ ،حقیقت دلتنگی و .....

این حقیقت مرز نمی شناسد ، زبان یا قومیت نمی شناسد ،لخت و عریان برای همه برابر است . 

درواقع جنگ فقط تفاوت ها را فریاد می زند ،فریاد در قدرت. فریاد در سلاح‌ها.  فریاد در تاکتیک و فرصتی ها  اما آوارگی ،زخم و هراس دلتنگی، و ...زبان مشترک جنگ اند که مرز نمی شناسد .جنگ شاید چشم هایش را می بندد اما رنج انسان‌ها دقیق ترین میزان عدالت است که با چشم های بسته هم می توان دید .